|
|
|
|
|
سلام، دیگه همین یکی رو ندیده بودیم که دیدیم!!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 17:15 توسط آقاهه، خرگوش نامرئی و دوست غولش!
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام امروز بالاخره من سال آخری پروژه درس بانک اطلاعاتی مو تحویل دادم. البته شاید به نظر شما عجیب نباشه ولی به نظر بچه ها عجیبه!!! آقا چه حالی میده که وقت تحویل عملی پروژه استاد بخوابه؟؟؟؟ هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا............. فردا عروسی بهزادیانه، بنده خدا تنهایی باید عروس ... ا ببخشید داماد بشه. بروبکس ظاهراً هیچ کس نرفتن. عوضش بیاد یه جال اساسی بهش میدیم جمیعاً. آقای مدیرعامل که اون شهرستانی از تو متنفره، ایشالا مبارکت باد. باشه تا مجبور شی پول در بیاری خفن به ما هم از این قبل یه 2-3 میلیاردی برسه، البته به پوند ها!!!!!!!!!!!!!!!!! بریم که وقت تنگ است و ما برای گشاد کردنش آمدیم!!! فعلاً بابای |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 18:15 توسط آقاهه، خرگوش نامرئی و دوست غولش!
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام امروز اصلاً دوست نداشتم بنویسم ولی مجبور شدم. (به روایت از حسنی که هیچ وقت نمی خواست سخنرانی کنه!) خبر رو که همه شنیدن. فقط می خواستم احساساتم رو بیان کنم. به نظر من نباید این یارو رو اعدام می کردن. بهترین پیشنهادات رو آلیرز داد که در کنار مال خودم براتون میارم ببینید: 1. ببرنش تو یه باغ وحش که مردم پول بدن بیان تماشا کنندش! 2. تبعیدش کنن به یه زندان در اعماق زمین! 3. اگه هم قراره اعدام بشه، یه مادر کرد رو بیارن تا طناب رو به گردنش بیاندازه. حالا ما که فقط چند تا عکس دیدیم که طناب به گردنش بود. کی می تونه یقین داشته باشه که طرف مرده؟ اگه شما دو ماه دیگه سه نفر رو که شبیه ابومصعب زرقاوی و صدام حسین و اسامه بن لادن بودن تو آفریقا دیدین. تعجب نکنین چون اونا اینا که گفتم نیستن ها!!! بابای راستی: الان چند روزه که به یکی از دوستان زنگ میزنم، گوشی رو بر نمی داره. اگه کسی خبری ازش داره اطلاع بده و آرمانی رو از نگرانی در بیاره!!! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 17:30 توسط آقاهه، خرگوش نامرئی و دوست غولش!
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام در ادامه دلتنگی های گاه گاه من و دوستان نزدیک، ناصر هم بر درد ما افزود. او با رفتنش ما را با ترانه های پر درد ولی بی بازگشت تنها گذاشت. دل از نوشتن برایش میکنم و روح شما را به لطافت آلیرز ارجاع میدهم. http://amistres.persianblog.com/ این پست از اوست برای ناصر، سری به ناصر و آلیرز بزنید. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم دی 1385ساعت 18:25 توسط آقاهه، خرگوش نامرئی و دوست غولش!
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام؟ چه سلامی آقا؟ مگه مردم مسخره شما هستن؟ آخ ببخشید این دیالوگ مال یه فیلم دیگه بود که دارم کار میکنم نه این. آقا چه ماه بدی بود این ماه آذر. البته پس لرزه هاش هنوز گریبان بنده رو گرفته. میدونید چقدر تو این ماه خرج کردم؟ تقریباً 450 هزار تومن. آخه از کجا؟!؟!؟!؟!؟! میدونید چرا؟ بزرگترین دلیلش چند تا جراحی کوچیک و بزرگ لثه بود و هست. در کنارش سفر شیراز و خرید و این جور چیزا که جنس جیب ما رو جور کرد. جای شما پر الان از مطب آقای دکتر سلطانی اومدم، دندانپزشک من هستند ایشون. دندان عقل بالا سمت چپ بعنوان اولین جراحی خارج شد. سه تا دیگه مونده. هفته پیش هم دو تا ترمیمی که دو تا دیگه در ادامه داره. خدا به خیر بگذرونه. در ادامه بدبختیهام، شب یلدا 4 ساعت و نیم تو اتوبان کرج گیر کردم. آخه اینم شانسه ما داریم. راستی یادم رفت بگم، واسه دندونام رفتم OPG CT Scan، طرف ریده با این OPG گرفتنش. خلاصه عزیزان، دهنم به معنای واقع کلمه سرویس شده!!!!!! کار نداری وری ومیری؟ بابی |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم دی 1385ساعت 18:9 توسط آقاهه، خرگوش نامرئی و دوست غولش!
|
|
||