تبليغاتX
ناتمام تنها
انعکاس روزانه ی تراوشات بیمارگونه ی یک ذهن نسبتاً خلاق و کاملاً خاص
درود
پیش و پس و اصلی همه با هم:

نتایج ارشد اومد
فک کن
شدم!
اکبر شدم!
96 علوم کامپیوتر
آخرین مجاز 457
احتمال قبولی میرود به شدت در شبانه و اندکی در روزانه
فقط یه نکته
من اتومات منفی زدم؟!؟!؟!
من؟!؟!؟!
اونم نه یکی
نه دو تا
11 تا
آخه چرا آدم درسی رو که هم بلده،
هم عین گدزیلا خونده،
هم ادعاش میشه رو باید ....ینه؟!؟!؟!
برو بابا!
نمیزدم میشدم 35
 
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 19:35  توسط آقاهه، خرگوش نامرئی و دوست غولش!  | 

درود، اما نه بی کران

پیش نوشت:

الان اینم که داره تو مخم فریاد میزنم!!!
همچنان نالم و خوانم ز غم دوری دوست
یار تکرار محبت به چه خواهد آموخت؟


متن اصلی:


گذاشتم کمی ازش بگذره بعد بنویسم ازش که نگین جو گرفته طرف رو
دیشب کنسرت گروه های شیدا بودیم، در مکان وزارت کشور
گروه های شیدا زیر نظر استاد محمدرضا لطفی کار میکنه
اونایی که بیلمیرن، ایشون استادِ استاد ناظری بودن، برای اطلاع عرض شد!
وااااااااااااااااااااااای
چی بگم که هر چی بگم کم گفتم
به قول یه بنده خدایی
فک کن!
استاد خودش سه تار، کمانچه آلتو و تار زد
خیلی راضی بودم از اینکه اون پول رو استثنائاً کتاب نخریدم و رفتم کنسرت!


البت لطف الهی شامل احوالات ما نیز گشت و ساعت دو بامداد واشر سر سیلندر سوزوندم در اتوبان تهران-کرج!!!


پس نوشت:

1. آه که چقدر آشنا دیدیم واقعاً!
حالا اگه کنسرت حمید عسگری بود عین پشکل دوست و رفیق هام و هاش و ... رو اونجا زیارت مینمودیم
شکر!
2. یکی گفت اینا چی بود اینجا نوشتی؟ (دفعه ی پیشی رو می گفت)
گفتم بد بود؟
گفت برای من نه، برای تو.
اینم جواب. ببخشید که این روزها ذهنم یارای جواب رو تنها تو پس نوشت و پیش نوشت به شکل موزون میده:
در طلب عشق تو، ما همه دیوانه ایم
خواه جهان داند و، خواه دل پاک تو

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 16:29  توسط آقاهه، خرگوش نامرئی و دوست غولش!  | 

درود

پیش نوشت:
کاش فقط کمی می فهمیدی منو

متن اصلی:
این ترانه ایه که برای تولد کسی گفتم که همیشه و به دلایل زیادی به شدت دوسش دارم
میدونم که این علاقه عشق نیست
میدونم که این علاقه دوطرفه نیست
میدونم که حتی همین دونستنم هم می تونه باعث رنجش اش بشه
میدونم که . . .
فقط امیدوارم بخونه و خوشش بیآد؛ همین.

اردیبهشتِ آزاد، تولدَت مبارک، خوش خاطراتِ در یاد، تولدَت مبارک

ای شاخه ی گل یاس، تولدَت مبارک، تک دانه های الماس، تولدَت مبارک

آغوش تو پناهی، بر غصه های دردم، شادم به شادی تو، تولدَت مبارک

 دل بسته ام به مهرَت، بس گریه در دل من، صد خنده بر لبم لیک، تولدَت مبارک

 گفتم نوازشم کن، خندیدی و بُریدی، گفتم به ناله ی اشک، تولدَت مبارک

 گفتی گلایه کم کن، کاین درد یک سراب است، نوشیدمش به مویه، تولدَت مبارک

 صبر و تحمل من، بر دوری و تَبِ تو، ایوب را مثال است، تولدَت مبارک

تا صبحِ روزِ رفتن، باشد که در رَهِ تو، خوش مانم و بگویم، تولدَت مبارک

 با اینکه در سرایت ما را خبر نکردی، سازم به دست و خوانم، تولدَت مبارک

 برای آخرین بار، بُگذار تا بسوزم، شمع تولدِ تو، تولدَت مبارک


پس نوشـت:
1. دروغ چرا؟
نمیدونم!
اونی رو که باید بدونم نمیدونم.
هر چی هم پرسیدم نگفت کسی بهم.
مخصوصاً اونی که باید میگفت.
ای کاش . . .
یادم نبود.
قبلاً هم گفته بودم:
خسته ام از گفتن ایکاش ها، از ندیدن ها و از کنکاش ها
اینم قرینه ی شعرم آقای نکته سنج
جای گیر بیخودی دادن راهکار بدین ملت


2. خدا جون
قربون اون کله ی کچلت برم
تو که بزرگی
خفنی
کلفتی
تو دیگه چرا برای دادن یه چیزی باید یه چیز مهم ترو از آدم بگیری؟
اصلاً میکنی!
میتنی و میکنی
به این جناب حافظ عزیز بگو لااقل الکی ما رو جوگیر نکنه
از دیشب هر چی میگیریم خوب که چه عرض کنم
استثنایی میآد
خب تقصیر من چیه؟
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 15:36  توسط آقاهه، خرگوش نامرئی و دوست غولش!  | 

Look around U
Look down the wall from U
At the faces that U see

Are U sure this is where U wanna be?

These are your friends
But are they real friends?
Do they love U as much as me?

Are U sure this is where U wanna be?

.
.
.

Look around U
Take a good look
Just between U & me

Are U sure this is where U wanna be?

Please don't let my tears persuade U
I have hoped I wouldn't cried
But lately tear drops seem to apart me

But look around U
Take a good look
Just between U & me

Are U sure this is where U wanna be?

Soundtrack from LOST
abc channel
The beloved magical series
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 15:22  توسط آقاهه، خرگوش نامرئی و دوست غولش!  | 

درود

پیش نوشت:
غم همه دنیا، روی شونه هامه!

متن اصلی:
1. طرح پیش نویس نمایش نامه ای که سه ساله تو ذهنم میخوام برای شروعش یه بهونه ای پیدا کنم، بالاخره تموم شد.
سجاد و آلیس خوندنش ولی هنوز نظر کارشناسی شون رو ندادن.
البته فکر نمیکنم خیلی تو فیری بکنه، چون مصمم هستم رو طرحی که دارم کار کنم.

2. داستانی که سال 85 شروع کردم و تو فصل سه اش گیر کردم، هنوز تو همون فصل گیر کرده. البته تفاوتش اینه که اون موقع اول فصل سه بود و الان آخر فصل سه!

3. پیش نوشت رو راست گفتم. بچه ها در جریانن. من یه تکیه کلام دارم با این مضمون که:
اگه گفتی شاعر چی میگه؟
حالا الان نمیدونم شاعر کدوم اینا رو میگه:

«از چی میترسی هواتو دارم
به من نگاه کن، حرفتو بزن»

یا

« از اول هم من و تو ما نبودیم
من و تو مال یه دنیا نبودیم»

دلم میگه اولی.
تمام دنیای دور و برم میگه دومی.

اینجاست که شاعر میگه:
F*** whole the world around

پس نوشت:
ببین حالا اومده و، وایساده جار میزنه!
دِ ببین دِ لامصب!
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:27  توسط آقاهه، خرگوش نامرئی و دوست غولش!  | 

درود

پیش نوشت:
خیلی مسخره اس نه؟

متن اصلی:
بی بهانه ترین بهانه هایت را می پسندم
آنگاه که دست در دست باد سپرده ایم و
پای در رکاب ابر نهادیم
آنگاه که خنده هایت شوق زندگانی پرندگان مهاجر است
تا به منزل جدید رسند
آنگاه که نغممه هایت را تنها گوش فرشتگان آن بالاها میشنوند
آنگاه که کوچه ها در یاد رفتنت می گریند
آنگاه که در بیداری ندیدنت مرا خواهد کشت
و در رویا بوسیدنت مرا با عشق و آتش آشتی داد
بهانه هایت را می خواهم
صادقانه
عاشقانه
بیدار
تنها
در نهایت

پس نوشت:
مطمئن نیستم
والا
با اون نوناشون
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:42  توسط آقاهه، خرگوش نامرئی و دوست غولش!  | 

درود

پیش نوشت:
ندارد

متن اصلی:
چنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم

پس نوشت:
1. تا همین جاش هم کلی راه اومدم که نوشتم
2. کار رو یه کتاب جدید رو شروع کردم برای تکدرس به نام IT Project Management که بسی ما را زان خوش آمد
3. یه طرح پیش نویس نوشتم برای نمایش نامه ام با نام محبوب بزرگ؛ حیف که آیدا ایثاریان داره میره از ایران
4. سه بیت بیشتر نتونسم بگم، ولی با آکوردای اسپانیش قشنگ شد:

دل آسمون گرفته، مثل قلب پاره پاره ام

غیر آرزوی چشمات، دیگه چاره ای ندارم

شب بی تو بودن من، سرده و پر از تباهی

نمی خوام از تو بخونم، شعر دیگه ای ندارم

پوچه دنیام، سرده شبهام، ساکت امروز و فردام

نمی تونم بی تو باشم، بی تو من تنهای تنهام

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:59  توسط آقاهه، خرگوش نامرئی و دوست غولش!  | 

درود

پیش نوشت:
آااااااااااااااااااااااااااااااه

متن اصلی:
بهار است
باز هم آمد
هوایش همچون هوای دل من است
آشفته
بی برنامه
گاه میبارد و گاه میتابد
خوی اش همچو خوی خودم
درکی از نظم ندارد
اما در عین بی نظمی اش خود نظم است
خود برنامه
بهار است
باز هم
خواب میآرد
خرسندی برای کسان
و
ناخرسندی برای کسان
بهار است
باز هم
گویند در بهار بود که آدم عاشق روی حوا شد
و مجنون دید لیلی را
و فرهاد تیشه بر بازو گرفت و بیستون را شریک دردش کرد
بهار است
باز هم
گویند بایستی در بهار عاشق شد
گویندمان
کیستند این نادانان
که ندانند
که دیگر گذشته است آن بهاران شیرین
آن بهاران پر شور
نیست در دلمان
و یا حتی در یادمان
گذری زان بهاران دیر و دور
گویندمان که خواهند آمد
باز هم
همان روزگاران شیرین
صبر باید چون که خواهی قوره را حلوا کنی
تا به کی آخر باید بار این صبر ناخوشآیند را به تنهایی بر دوش بیمارم کشم؟
پس کجاست این بهار دلنشین من؟

پس نوشت یک:
آااااااااااااااااااااااااااااااه از نوع مجدد

پس نوشت دو:
جان مادرت دنبال بهانه نگرد برای گیر دادن.
هم من میدونم تو چی میخوای بگی، هم خودت میدونی که اون نیست!
پس بهتر که به خواب شیرینت فرو بروی جان برادر.

پس نوشت سه:
تا زود
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 19:9  توسط آقاهه، خرگوش نامرئی و دوست غولش!  | 

درود

پیش نوشت:
خسته نشو اگه تموم راه ها، پیش تو و سادگیات خسته شن
طاقت بیار اگه همه آدما، از این که پا به پات بیآن خسته شن

متن اصلی:
همچنان در تب و تاب به سر میبریم
آن هم به شدت
مهدخت و سجاد که لابد نفهمیدند
خودم؟
نمیدونم
دچار شدم
به دردی بد
درد بیلمیرم
در بدیه جان شما
دچار نشید الهی
کرختی بدی میآره
درمون نداره
تب داره ولی بی درجه
مثل حس سرد غربت
یا چیزی شبیه اون
بعضیا میگن عادیه
بعضیا هم میگن عادیه
البت اولی با دیمی کلی توفیر داره ها
اینو چطور فهمیدی؟

پس نوشت:
آخر خط جاده های خسته، بگو چقدر راه نرفته مونده؟
پشت دلت وقتی به خون نشسته، چند تا ترانه اس که کسی نخونده؟
دووم بیآر خسته نشو از سفر، تنهاییتم بذار رو دوشت ببر
ترانه باش اونور آخر خط، به نقطه میرسی بیا سر خط
.
.
.
ساده بیا دست منو بگیر و، ساده نگیر این همه سادگی رو
ساده نگیر اگه هنوز میتونی، پای همه سادگیات بمونی
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 15:55  توسط آقاهه، خرگوش نامرئی و دوست غولش!  |