تبليغاتX
ناتمام تنها - تردید را به کناری بنه . . .
انعکاس روزانه ی تراوشات بیمارگونه ی یک ذهن نسبتاً خلاق و کاملاً خاص
درود

پیش نوشت:

نمی دونم چه گناهی کردم که اینجوری . . .

متن اصلی:

هفته ی گذشته، بدترین هفته در تمام عمرم بود.
اتفاقاتی برام افتاد که هرگز فکرش رو هم نمی کردم که طی یک نیمسال بیفته.
نمی خام باز غر بزنم، چون خودم همه رو از غر زدن منع می کنم همیشه.
می دونم که الان بعضیاتون مثل سجاد (که البته به خاطر امتحاناش دیرتر میخونه؛ البت اگه بخونه)
و یا دخترک تنها یا سارا، می گین باز این شروع کرد به نالیدن.
شاید تنها آلیس هستش که در جریان زندگی هفته ی پیش منه.
اون می دونه چی کشیدم.
البته اعصاب اون از دست من و یه سری از اون جریانات هم خرد شده.
در نتیجه:
«ممنونم آلیس، چون میدونم چقدر سخت بود برات. تو دوست خوبی هستی!»


البت از اونجایی که من اتفاقات رو در هر منظری بد نمی بینم و یک انسان به شدت مثبت نگر می باشم، که ریسک پذیری بالام هم از این جریان سر چشمه می گیره، موارد اندک خوب رو در زیر لیست نموده ام:
  1. ملاقات با سوده، اونم بعد از یه چیزی تو مایه های 7 سال!
  2. قهرمانی استقلال
  3. اتمام تقریبی کارهای کتاب «مدیریت پروژه های فاوا»
  4. رسیدن فصل های سه و چهار سریال LOST که نمی دونم کی باید ببینم!
  5. شروع به دویدن صبح با کامی در پارک تنیس کرج
  6. شکستن رکورد بارگیری توسط فایرفاس از شرکت موزیلا: هشت میلیون و سیصد هزار نسخه در بیست و چهار ساعت؛ و قرار گرفتن ایران در رده ی هفتم کشورهای بارگیری کننده!
در کنار اینها که مسلماً از نظر شما هم مثل من از درجه ی اولویت کمی برخوردارند، رسیدنم به برخی نتایج که ارتباط کاملاً مستقیم با موضوعات ناگفته ی بالا داره، در کنار آزار شدیدی که دیدم، برام نکته ی به غایت مثبتی به حساب می آد.
این بحث رو باز می ذارم تا در مورد نقایص شخصیتی و اینهای خودم و آدمای شبیه خودم در روزهای آینده در دل کنم.

بحث رو به پایان میبرم با یه جمله:
«ندا، معذرت می خوام»

پس نوشت:
1. شعری از دکتر افشین یدالهی، وقتی که خیلی داغون بودم و دراز کشیده بودم، از درون جعبه ی جادوی منو جلب کرد، که فهمیدم در کنار صدای گیرای خودش اثرگذارترین بوده:

...
بازم حس میکنم زنده ام
بازم حس میکنم هستم
بگو با بودنت دل رو
به کی غیر از تو می بستم

2. چقدر کارهای قدیمی داره بهم جواب میده!

3. آیدا ایثاریان عزیز
یکی از اتفاقات بد هفته ی پیش شنیدن خبر فوت پدر بزرگوارت بود.
متأسفم.
قوی باش.

4. آیدا (اصفهان)، برات آرزوی موفقیت می کنم.
امیدوارم زودتر تصمیم ات رو بگیری.
خودتو عذاب نده زن.
من می دونم چی کشیدی.

5. چقدر خوبه علاوه بر اون شجاعتی که بار قبل بهش اشاره کردم، آدما شجاعت اعتراف به اشتباه و عذرخواهی رو داشته باشن!
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 20:10  توسط آقاهه، خرگوش نامرئی و دوست غولش!  |